معنای زنده بودن من با تو بودن است.
نزدیک دور سیر گرسنه رها اسیر دلتنگ شاد آن لحظه ای که بی تو سر آید مرا مباد! مفهوم مرگ من در راه سرفرازی تو در کنار تو معنای عشق نیز در سرنوشت من با تو همیشه با تو برای تو زیستن
گرفتااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم چه افسانه ی زیبایی… زیباتر از واقعیت .. مگر هر شخصی احساس نمیکند که نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است؟ نوروزتون مبارک...
حالا"خودمونی".... سلام سال۹۰هم تموم شد نمیدونم سال خوبی بوده واستون یانه... واسه من که(خداروشکر)خوب بود امیدوارم واسه شما هم خوب بوده باشه و توسال۹۱به همه ی آرزوهای قشنگتون برسین
باغ رویاهاتون پرشکوفه،شکوفه های زندگیتون پربار،تنتون سالم،دلتون شاد. دوستون دارم خیلی زیاد توسال۹۱بیشتربهم سربزنین خداوندا نمی دانم وااااااااااااای که چقددلم واسه همتون تنگیده بود...ببخشید امتحانام شروع شده واسه همین دیرمیام همینجاازهمتون عذر خواهی میکنم واسم دعاکنین امتحانامو خوب بدم... قول میدم بعداز امتحانام جبران کنم........ دوستون دارم مواظب خودتون باشین فعلا یا حسین(ع)...یاحسین(ع)...یاحسین(ع)...یاحسین(ع)...یاحسین(ع)...یاحسین(ع) پیر همه بود اگرچه او كودك بود صبرش ز غریبی پدر اندك بود می كرد به نی اشاره می گفت رباب ای كاش سر نیزه كمی كوچك بود
فرا رسیدن ایام ماه محرم رابه همه عاشقان راستینش تسلیت عرض میکنم یادتون نره واسم دعاکنین دوستان التماس دعا... "گوته"
دوستون دارم ببخشید دیر آپ میکنم وقت ندارم بازم دوستون دارم لبخند یادتون نره وبازم دوستون دارم راستی عیدااااااااتونم مبارک امیدوارم بهتون خوش بگذره... اگر نمیتوانی بوته ای باشی علف کوچکی باش و چشم انداز کنار شاه راهی را شادمانه تر کن اگر نمیتوانی نهنگ باشی فقط یک ماهی کوچک باش ولی بازیگوش ترین ماهی دریاچه. همه ما را که ناخدا نمیکنند،ملوان هم میتوان بود در این دنیا برای همه ما کاری هست کارهای بزرگ کارهای کوچک وآنچه وظیفه ماست چندان دور از دسترس نیست اگر نمیتوانی شاه راه باشی،کوره راه باش اگر نمیتوانی خورشید باشی،ستاره باش بابردن و باختن اندازه ات نمیگیرند هر آنچه که هستی بهترین باش دیگر به سرد مهری خاکسترم مبین امشب صفای آبم و گرمای آتشم امشب به روی تست دو چشم نیاز من امشب به سوی تست دو دست نیایشم امشب ستاره ها همه در من چکیده اند سرب مذاب پر شده در کاسه سرم هر قطره ای ز خون تنم شعله میکشد من آتش روانم من آتش ترم امشب به پارسایی خود دل نهاده ام ای آفتاب وسوسه در من غروب کن آن رودخانه ام که تهی مانده ام ز آب آه ای شب بزرگ!تو در من رسوب کن زین پیش اگر به کفر گشودم زبان خویش زین پس بر آن سرم که بشویم لب از گناه ای آفریدگار! در چاه شب بسوی تو امید بسته ام تا بشنوی صدای مرا از درون چاه هرچند پیش تو کوچکترم ز مور بر من بزگواری پیغمبران ببخش جز غم هر آنچه را که به من وام داده ای بستان و بیشتر کن و بر دیگران ببخش نام تو بر نگین دلم نقش بسته است ای خاتم وجود من ارزانی توباد دانم اگر چه پیشکشی سخت بی بهاست شعرم به پاس لطف توقربانی تو باد "نادر نادر پور"
ففففففففففففففقققققققققققققققطططططططططططططط خدا... مثل همیشه لبخند یادتون نره... ازصمیم قلب دوستون دارم. ممنون که سرزدین للللللللللللللللللبخند یادتون نره نننننننننننننظرم بذارین خوشحال میشم فعلاااااااااااااااااااااا دلم خیلی واسه دوران تحصیل تو مدرسه تنگ شده هرچند مدت درازی نمیگذره اما... دلم واسه تب و تاب کنکور تنگ شده،واسه اون شرگریای دبیرستان،واسه شیطنتای دبستان،چه دوران خوشی بود... یاد شب کنکوروخانم کوچی که اگه نبود اون شب صب نمیشد... یادمحدثه جون و انتخاب رشته ،یاد زهراومرکز مشاوره ،یاد شکوفه و هدیه تومزار،یاد مهدیه و اکرم توپست،یادمرضیه و زهرا۲توخونه مرضیه،یادفهیمه و رویاو بی بی زهره تو کتابخونه،یاد مریم و خبرای دست اولش ،یاد ۲تا افسانه،یاد صالحه و بامزگیاش،یاد همشون بخیر الان هرکدومشون یه جایی قبول شدن بعضیاشون رفتن شهرای دیگه یکی مهندس صنایع میشه یکی مدیر یکی مهندس عمران یکی مامایکی مهندس کامپیوترویکی هم نشسته واسه سال دیگه میخونه بچه ها دلم واسه همتون تنگ شده...
دوستان عزیزدل.....ببخشیددیرآپ کردم
![]()
![]()
![]()
![]()
در این دنیای وانفسا
کدامین تکیه گه را تکیه گاه خویشتن سازم!
نمیدانم!
نمی دانم خداوندا
در این وادی که عالم سر خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد
کدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم!!!
نمی دانم خداوندا!!!
به جان لاله های پاک و والایت نمی دانم
دگر سیرم خداوندا
دگر گیجم خداوندا
خداوندا تو راهم ده
پناهم ده
امیدم ده خداوندا
که دیگر نا امیدم من و
میدانم که نومیدی ز درگاهت گناهی
بس ستمبار است و لیکن من نمیدانم دگر پایان پایانم
همیشه بغض پنهانی گلویم را حسابی در نظر دارد و می دانم
چرا پنهان کنم در دل؟
چرا با کس نمی گویم؟
چرا با من نمی گویند یاران رمز رهگشایی را؟
همه یاران به فکر خویش و در خویشند. گهی پشت و گهی پیشند
ولی در انزوای این دل تنها . چرا یاری ندارم من . که دردم را فرو ریزد
دگر هنگامه ی ترکیدن این درد پنهان است
خداوندا نمی دانم
نمی دانم
و نتوانم به کس گویم
فقط می سوزم و می سازم و با درد پنهانی بسی
من خون دل دارم.
دلی بی آب و گل دارم.
به پو چی ها رسیدم من
به بی دردی رسیدم من
به این دوران نامردی رسیدم من
نمیدانم
نمی گویم
نمی جویم
نمی پرسم
نمی گویند
نمی جویند
جوابی را نمی دانم
سوالی را نمی پرسند و از غمها نمی گویند
چرا من غرق در هیچم؟
چرا بیگانه از خویشم؟
خداوندا رهایی ده
کلام آشنایی ده
خداوندا پناهم ده
دل گمگشته ی من را نشانم ده
![]()
![]()
![]()
از عشق
چگونه بی نشان می شویم؟
بی عشق
چه یارای فرارفتنمان می دهد؟
عشق
عشق را نیز می توان یافت؟
باعشق
چه وا می داردمان دیر زمانی به گریستن؟
عشق
چه می بایدمان یگانه کند همواره؟
عشق
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دلم هوای مشهدو کرده،هوای صحن و سرای آقارو...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Pichak |


